محمد رضا واليزاده معجزى

220

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

رنگرزان با تير زده‌اند . امير احمدى به افسر مزبور گفت : زود برو و بگو فورا يك كاميون با مقدارى تشك و يك دكتر و عده‌اى نظامى حاضر شوند . نيم ساعت بعد امير احمدى با همراهانش به جانب گردنه رازان حركت و در حدود ساعت دوازده شب به گردنه رازان رسيدند و در خانه يك نفر از دهقانان به بالين امير طهماسبى حاضر شده لحاف را پس زد و معلوم شد دو گلوله كارى به شكمش اصابت و چند ضربه كارد نيز به سر و صورتش وارد گرديده [ است ] . امير طهماسبى كه فهميد امير احمدى بر بالين اوست ، اظهار امتنان كرد و گفت : امير لشكر جان موقعى آمدى كه من در سكرات مرگ هستم و تنها خواهش من از تو آن است كه خطاهاى مرا در مورد خودت ببخشى « 1 » زيرا من خيلى عليه شما . . . ؛ و نسبت به شما . . . . امير احمدى در جواب گفت : برادر اين چه صحبتى است . مطمئن باش كه خوب مىشوى اين زخمهايى كه من ديده‌ام چيزى نيست . « 2 » امير طهماسبى در جواب امير احمدى گفت : نه برادر كار من تمام است براى اين‌كه امروز درست سيزدهم فروردين‌ماه است و من هرگز از نحوست اين عدد شوم خلاصى نداشته‌ام و بالاخره اين دفعه عدد مزبور كارم را ساخت 7 روزى كه طهماسبى از خرم‌آباد حركت كرد هر چند 14 فروردين بود 8 ولى همان‌طور كه گفتم 13 به‌در خرم‌آبادىها بود . بالاخره جنازه نيمه جان امير طهماسبى را با احتياط تمام روى تشكهاى كاميون گذاشته حركت دادند و فردا هرطور بود به بروجرد رسيدند امير احمدى قبل از حركت به گردنه رازان تلگرافى از تهران تقاضا كرده بود كه دكتر لقمان الملك را با هواپيما به بروجرد اعزام دارند . چشم امير احمدى به آسمان بود و با بىصبرى انتظار شنيدن غرش هواپيما را داشت .

--> ( 1 ) . امير طهماسبى در آن دم آخر كه انسان حالت ويژه غير قابل وصفى پيدا مىكند ، حق داشت كه اينطور از امير احمدى طلب عفو مىكرد ؛ زيرا او كاملا ذهن رضا شاه را نسبت به عمليات امير احمدى در لرستان مشوب و به او ثابت كرده بود كه چند سال ياغيگرى عشاير لرستان و طول كشيدن بىنظمى و ناامنى آن‌جا صرفا در اثر سوء سياست امير احمدى و همكاران اوست و آنها به نيت بزرگ جلوه دادن كار خود و جلب توجه شاه ميل ندارند كار فيصله يابد و به قرارى كه خودش به احمدى گفته بود ، براى اثبات اين مطلب به لرستان آمده بود . ( 2 ) . از آن‌جايى كه [ ما ] ايرانيان غالبا همه‌چيز را با سوء ظن مىنگريم ، نگارنده در يكى از مطبوعات ( كه الان در نظرم نيست چه نام داشت و حتى نويسنده را هم به ياد ندارم ) چنين خواندم كه : پزشكى كه امير احمدى از بروجرد به محل واقعه برده عمدا با زخمهاى امير طهماسبى فعل و انفعالاتى انجام داده كه مرگ وى را تسريع كرده و به عبارت اخرى خواسته بود بفهماند كه اگر آن پزشك زخم را خوب پانسمان مىكرد ، مجروح بهبودى حاصل مىكرد . [ بنگريد به يادداشت 4 ] .